سر بچرخانيد تا شنيدهها را ببينيد

براساس گفتههاي جعفر شهري در كتاب طهران قديم، اينجا اولين خيابان مشجر تهران از زمان صفويه بوده به طوري كه در تابستان شاخههاي درختها از 2 طرف خيابان در هم فرو ميرفته و تاريك و روشناي ايجاد شده از اين شاخهها هم زيبايي خاصي داشته و هم خنكاي دلنشيني براي عابرين زيباپسند. البته اين خيابان بيشتر محل عبور و مرور شاه و درباريان بوده است. زيرا به سردر الماسيه يعني بخش شمالي اندرون شاهي منتهي ميشده است. اين روزها خيابان باب همايون به نردههاي شمالي وزارت دارايي ختم ميشود. بابهمايون اسمهاي ديگري هم داشته، مثل: خيابان سردر الماسيه، دراندرون، دالان بخشت، نقارهخانه و... .
وقتي خيابان باب همايون (شمالي ـ جنوبي) را طي كرديد، به خيابان صوراسرافيل (شرقي ـ غربي) ميرسيد. از اينجا ميتوانيد از خيابان داور به بازار برسيد، درست قبل از سبزه ميدان. در خيابان داور هم ورودي كاخ گلستان قرار دارد كه جايي ديدني است.
مسير ديگر اين است كه از ميدان توپخانه وارد خيابان ناصرخسرو شويد. به اينجا ناصريه هم ميگفتند. اين خيابان را به نام ناصرالدين شاه گذاشته بودند كه باني و احداثكننده اين خيابان بوده است. ناصرخسرو هم در گذشته درختهاي زيادي داشته ولي اين روزها چيزي از درختها و نهرها باقي نمانده! ناصرخسرو بسيار ديدني است. كافي است با فراغ بال در اينجا قدم بزنيد و به راحتي بافت قديمي را مشاهده كنيد. همينطوركه خيابان ناصر خسرو را طي ميكنيد تا به سمت بازار برسيد، سمت راست شما مدرسه دارالفنون قرار دارد. البته اين روزها نميتوانيد از دارالفنون ديدن كنيد. چون در حال مقاومسازي و مرمت آن هستند. ولي حتي ديدن سردر آن خالي از لطف نيست. جالب است بدانيد كه يك زماني در اين خيابان در آشپزخانه اندروني شاه هم قرار داشته و يك مستراح عمومي با نام «مبال رئيس». در سمت چپ خيابان ناصرخسرو كوچههاي امام جمعه خوئي و خدابندهلوها و خراسانيها را ميبينيد. اينها از كوچههاي قديمي هستند. البته سر زدن به كوچه مسعود خان براي ديدن محل اصلي انتشارات صدرا هم خالي از لطف نيست.
در همان سمت چپ خيابان در قسمت ورودي كوچه مروي، مجسمه زيبايي قرار دارد. مردي با فشار و خستگي در حال كشيدن يك گاري پر از بار است و پسرش روي گاري كنار گونيها نشسته و در حال كتاب خواندن است. اين مجسمه را منصور آذري، رئيس كنوني انجمن مجسمهسازان ايران، ساخته است. اگر به كوچه مروي برويد، به لباسفروشيهاي مختلفي ميرسيد كه اغلب لباسهاي زنانه دارند. البته بازار فروش مواد خوراكي خارجي مثل انواع كافي ميكسها ، كاكائوها و... هم داغ است. اگر از اين بازار ديدن كرديد حتما به سردر دبيرستان مروي و خان مروي هم دقت كنيد. دبيرستان مروي پس از دارالفنون از مهمترين مدارس تهران بوده است.
در سمت راست ناصرخسرو، شمسالعماره قرار دارد. يكي از ويژگيهاي خاص اين خيابان وجود تعداد بسيار زياد مساجد با كاشيكاريهاي ديدني است.
در خيابان ناصر خسرو 2 گروه از افراد را ميبينيد؛ يكسري كه مشغول كار و خريد و... هستند و گروه ديگري كه كنار خيابان ايستادهاند! اينها بيكار نيستند. اگر دقت كنيد كمكم از تكرار بلند حرف دا كه در حقيقت همان «دارو» است، متوجه ميشويد اين افراد همان داروفروشان مشهور ناصرخسرو هستند. گويا داروفروشي از قديم در اين محل رواج داشته است. چون به عنوان مثال از قديم دكان ميرزا غلامعلي دوافروش پايينتر از كوچه امام جمعه خوئي قرار داشته است؛كسي كه داروهاي ايراني و كم و بيش داروهاي خارجي ميفروخته است.
انتهاي خيابان ناصرخسرو، به خيابان 15 خرداد ميرسد. همان ابتدا كه وارد 15 خرداد ميشويد، پلههاي مسجد امام را ميبينيد. از پلهها كه پايين برويد، ابتدا با يك فضاي مستطيل شكل بزرگي مواجه ميشويد كه در دور تا دور آن مغازههاي مختلف مشغول به كار هستند. جالبترين قسمت در اين حياط مستطيلي جلوخان شمالي مسجد است كه كاشيكاري زيبايي دارد.
قدمت مسجد شاه (كه براساس تغيير كاشيكاريهايش از سال 1357 به بعد، به مسجد امام خميني تغييرنام داده) به زمان فتحعليشاه قاجار باز ميگردد. ورودي اين مسجد يا همان هشتي، طاقهاي بلند و كاشيكاريهاي بسيار ديدني دارد. دور تا دور صحن مسجد نيز رواقهاي مختلف قرار دارد و در وسط آن يك حوض بزرگ آب هست.
اگر به جلوخان غربي برويد، با حجرههاي سنگهاي قيمتي و نقره و... روبهرو ميشويد. اينجا حتي چهره فروشندگان هم تا اندازهاي فرق ميكند، ريشهاي بلند، دستهاي پر از انگشتر. در همين قسمت غذاي شرفالاسلامي قرار دارد كه از قديميترين رستورانهاي بازار است. البته بايد خودتان را زود به اينجا برسانيد. چون ممكن است غذايش تمام شود و چيزي به شما نرسد.
اگر هم از سمت جلوخان شرقي مسجد بگذريد، به بازار جعفري و بازار بينالحرمين ميرسيد. بازار بينالحرمين به بازار حلبيسازها هم معروف است ولي هيچ خبري از حلبيسازي نيست! اين قسمت از بازار براي كساني مناسب است كه ميخواهند لوازمالتحرير خريداري كنند. از دفتر و خودكار و كاغذ گرفته تا دفتر فروش و دفتر كل و خلاصه نوع برگه و دفتري كه به كارهاي حسابداري مربوط ميشود. تك و توك مغازههاي لباسفروشي (خصوصا در بازار كويتيها) و وسايل تزئيني و كاغذهاي رنگي براي تولد و جعبههاي كادويي و... هم ميبينيد.
در بازار بينالحرمين به يك در قديمي ميرسيد كه محل قبلي موزه و ملك مرحوم ملك بوده است؛ جايي كه امروز كتابخانه و موزهاش در سردر باغ ملي (جنب وزارت خارجه) قرار دارد.
وقتي به چهارراه بينالحرمين ميرسيد اگر به سمت پايين برويد، بازار مسجد جامع نام دارد و اگر به سمت بالا برويد، به كوچه نوروزخان ميرسيد. در كوچه نوروزخان هم تقريبا همان كاغذها و وسايل تزئيني و... فروخته ميشود.
در كوچه مسجد جامع هم به مسجد جامع ميرسيد! بعضي ميگويند اينجا اولين مسجد جامع بوده كه قدمت بسياري دارد. گويا تاريخ ساخت قسمت اول اين بنا به زمان شاه عباس دوم صفوي بازميگردد.
* اطلاعات كهن برگرفته از كتاب طهران قديم، نوشته جعفر شهري، جلد 1 و 2 است.
حورا نژادصداقت