پياده روها جاذبه گردشگري اند

عبور و مرور هر فردي بدون خودرو تنها از طريق پيادهرو ممكن است و البته در پيادهروهاي نابهنجار شهرهاي بزرگ كشورمان عبور از طريق پيادهرو هم چندان ممكن نيست.
به عبارتي مفهوم امروزي پيادهرو چيزي غير از مفهوم حقيقي آن است. آن آرامشي كه در گذشته از راه رفتن در پيادهرو به دست ميآمد جاي خود را به استرس، عصبانيت و خستگي داده و همه اينها ناشي از معضلات موجود در اين بخش از فضاي شهري است.
اختلاف سطح ارتفاع در پيادهروها، مسيرهاي مسدود شده توسط مصالح و نخالههاي ساختماني، پروژههاي عريض و طويل در دست ساخت در حاشيه پيادهروها، حفر پيادهرو براي لولهكشي شهري، عرض كم پيادهروها، توقف وسايل نقليه شخصي در پيادهرو، عبور موتورسواران و... همه اينها از مشكلات پيادهروهاي امروزي است كه شهرهاي بزرگ با آن روبهرو هستند.
در اين ميان پيادهروها نخستين خط ارتباطي گردشگر با جاذبههاي شهري هستند و نبود ساماندهي در آنها تاثيرات مخربي در روند گردشگري خواهد گذاشت. پيادهرويي كه خستهكننده باشد و حركت در آن با آرامش انجام نشود، نميتواند محرك مناسبي براي ادامه مسير و كشف جاذبههاي ديگر در شهر باشد. چنين پيادهرويي گردشگر را خسته و سرعت حركت او را براي اجراي برنامهريزيهايي كه در سفر دارد كم ميكند.
از سوي ديگر پيادهروها بايد بتوانند به تنهايي نقش موثري در جذب گردشگر داشته باشند. وجود سنگفرش مناسب با اقليم و فرهنگ كه در نگاه گردشگر پاسخگوي حس زيبايي پسندانه او نيز باشد بخشي از جاذبههاي شهري است كه نبودش كاملا محسوس است.
چيدمان در پيادهروها نيز با توجه به بافت منطقه و كاركرد خيابان از اهميت برخوردار است. مبلمان شهري نيز بخشي از آرايش شهري توام با احساس آرامش به گردشگر است كه اگر درست انجام شود جاذبه و در غير اين صورت دافعه در گردشگري است.
درختكاري و گلآرايي در مجموع هر آنچه كه به فضاي سبز مربوط است، ميتواند امكان مناسبي براي تلطيف روح گردشگر و باقيماندن او در محيط را فراهم كند. اگرچه به نظر ميرسد كه در روند صنعتي شدن جوامع، پيادهروها ديگر آن پيادهروهاي گذشته نيستند اما همين صنعت نيز ميتواند جاذبههاي جديدي همپاي خودش را حتي در خلق پيادهروهايي جذاب كه يكي از فاكتورهاي توسعه گردشگري شهري است، ايجاد كند كه در كشور ما اين چنين نيست.