بهار فصلي است كه دلتنگي دوست‌داشتني‌اش مي‌چسبد به حال و روزت، كه ديگر نمي‌تواني به روزمره‌ات ادامه دهي، بايد زير باران بهاري قدم بزني يا كنار دريا به تماشاي خروشاني و بي‌قراري موج‌ها بنشيني. حالا وقت سفر است ، كوله بارت را ببند و راهي سفري بهاري شو .

اما مشكل راه و گرفتن مرخصي و هماهنگ كردن با چند نفر همسفر براي رفتن به شمال كار راحتي نيست. با خودم فكر مي‌كنم چرا شمال، مگر از شمال زيباتر و البته نزديك‌تر جايي نداريم؟

روستايي در فاصله 13كيلومتري شمال غربي كرج كه زيبايي منحصربه‌فردي دارد. آب و هواي اين روستا در بهار و تابستان معتدل و در زمستان و پاييز سرد است. اينجا برغان است. رودخانه شاهرود و سنج از كوه‌هاي البرز مركزي سرچشمه مي‌گيرد و از كنار اين روستا مي‌گذرد. روستاي برغان قدمتي طولاني‌تر از كرج دارد و به دوره قاجاري برمي‌گردد. براي رفتن به روستاي برغان 2 مسير وجود دارد؛ يا از كرج ـ گوهردشت، جاده آتشگاه به سمت اين روستا برويد يا از اتوبان كرج ـ قزوين تابلوي كردان را كه ديديد به سمت راست رفته و پس از كردان به سمت برغان برويد.

وقتي وارد جاده برغان مي‌شويد تا چشم كار مي‌كند درخت است و سرسبزي و صداي رودي خروشان كه شما را به وجد مي‌آورد. عمر بسياري از اين درختان به بيش از 1000سال مي‌رسد. اما صبر كنيد، فقط مبهوت جاده و سرسبزي اين روستا و رود خروشانش نشويد؛ جاذبه‌هاي ديگري نيز براي ديدن وجود دارد.

در اواسط جاده، سمت راست كوه‌هايي ديده مي‌شود كه به صورت قلعه است و راه نفوذي به اين كوه‌ها سخت پيدا مي‌شود كه احتمالا از مناطق استراتژيك حسن صباح در مقابله با مغول‌ها بوده است.

روستاي برغان آثاري نظير حسينيه اعظم (با تعزيه بزرگي كه در ايام محرم در آن برگزار مي‌شود)، پل تاريخي برغان، چنار كهن مسجدجامع، درخت پير سپيدارك و تپه باستاني قلعه كش‌كلا را در خود جاي داده است.‌ مسجدجامع با قدمتي 800 ساله و حسينيه اعظم كه در بالامحله برغان قرار گرفته است از آثار مذهبي بسيار قديمي اين روستاست. حسينيه اعظم نيز اثر تاريخي ارزشمندي است كه قدمت آن بر اساس نوشته كتيبه‌ سنگي سردر آن به بيش از 5 قرن مي‌رسد. بناي اين حسينيه درحال حاضر توسط سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تهران پوشش داده شده تا از صدمات وارده در امان بماند. همچنين پلي با يك چشمه طاق روي رودخانه شاهرود مقابل در ورودي حسينيه اعظم بنا شده است. اين پل از بناهاي دوره صفويه است و در دوره‌هاي زنديه، قاجاريه و پهلوي تعميراتي در آن صورت گرفت.

اما در كنار همه اين آثار تاريخي و مذهبي ارزشمند درخت چناري در ضلع شمالي حياط مسجد وجود دارد كه بسيار قطورتر است و طولي تقريبا 12متري دارد. وقتي نگاه مي‌كنيد يك درخت پير و قديمي است، البته زيبا، اما با كمي كنجكاوي سوراخي روي تنه درخت مي‌بينيد. داخل اين درخت كاملا خالي شده و به شكل اتاقي است كه مي‌تواند بيش از 10 نفر را در خود جاي دهد. وسط اين اتاق حوضي نصب شده و اطراف حوض سكوهاي سنگي براي نشستن و استراحت وجود دارد. فضاي زيبا و جالبي بود. مردم روستاي برغان به دليل اعتقادي كه به اين درخت دارند به آن دخيل مي‌بندند. داخل تنه يك درخت شدن انرژي عجيبي دارد، وقتي بيرون مي‌آيي احساس مي‌كني از دل طبيعت آمده‌اي. اين هم تجربه‌اي است.

تپه كش‌كلا هم كه جاذبه گردشگري اين روستاست. محلي‌هاي روستاي برغان كش‌كلا را به معني قلعه خشك مي‌دانند. در گذشته بالاي اين تپه قلعه‌اي باستاني وجود داشت كه امروزه چيزي از آن باقي نمانده جز قطعات فراواني از سفال‌هاي مربوط به دوران اسلامي بخصوص از دوران ايلخاني تا دوره قاجاريه. همه اينها گواهي بر تاريخي بودن اين روستاست.‌ همچنين روبه‌روي كش‌كلا و در دامنه دره شاهرود، زيارتگاهي وجود دارد كه به چهل دختر يا پير سيبدارك معروف است. در اين محل درخت سيب قديمي وجود دارد كه مردم به آن دخيل مي‌بندند كه اين درخت سيب زيبايي منحصربه‌فردي به اين منطقه داده است هرچند كه قبرستان برغان نيز در اين محل قرار دارد، اما قبرستاني زيباست.

راسته بازار

بازار برغان هم كه در زمره قديمي‌ترين بازارهاي استان است در گذشته مركز تجارت محصولات كشاورزي، پنبه و نظاير آن بوده است. اما مگر مي‌شود آلوي برغان را نخوريد و گوجه درختي آن را نخريد و برويد؟

گردو، عسل، توت، آلبالو، گيلاس و لبنيات اين روستا را حتما سوغات بياوريد، البته پيشنهاد مي‌كنم براي خودتان هم مقداري از اين سوغات را بياوريد تا بعدا پشيمان نشويد.‌ ديگر غروب شده و نزديك خنك شدن هواست. بار و بنه‌مان را جمع مي‌كنيم و همان راهي را كه آمديم، برمي‌گرديم؛ اما اين برگشت با كوله‌باري پر از انرژي و شادي است. فردايي كه بيدار مي‌شويم ديگر بهار را با حس دلتنگي سپري نمي‌كنيم، بلكه حس تازگي و شعف را در آن احساس مي‌كنيم.

فرگل غفاري