اهمیت صنعت گردشگری در جهان امروز آنقدر هست كه هر کشوری سعی کند سهمی قابل توجه از این صنعت نوظهور را به خود اختصاص دهد. امروزه کشورها سعی دارند با تبلیغات گسترده، ایجاد دفاتر گردشگری زنجیره‌ای در دیگر کشورها، تقویت زیرساخت‌های اين صنعت یا هر روش دیگري که با شرایط و سیاست‌های آن کشور همسو باشد اقدام به جذب هرچه بیشتر گردشگر کنند.

اما با توجه به بحران مالی ایجاد شده در جهان و اثرات آن روی این صنعت، بويژه در منطقه خاورمیانه بيشتر شرکت‌های گردشگری کوچک با مشکلات شدید مالی مواجه شده و اقدام به واسطه‌گری کرده‌اند و در نهایت با درج چند نوبت آگهی در روزنامه‌ها اقدام به فروش مجوز یا دفاتر کارشان می‌کنند.

این گزارش را سازمان جهانی IATA تایید می‌کند که با توجه به کم شدن تقاضای سفر در جهان، بويژه در کشورهای کمتر توسعه‌یافته بسیاری از آژانس‌های مسافرتی زیرمجموعه این سازمان بین‌المللی دچار مشکلات جدی مالی شده‌اند و تصمیم به واگذاری امتیاز خود به شرکت‌های بزرگ‌تر گرفته‌اند. هرچند که در ماه‌های اخیر رونقی نسبی به این صنعت بازگشته است، اما هنوز هم مشکلات مالی در این بخش خودنمایی می‌کند و توان رقابت را از شرکت‌های کوچک و محلی منطقه مي‌گيرد.

این گزارش مي‌نويسد: چندی است که بیشتر آژانس‌های کوچک اقدام به واسطه‌گری می‌کنند و فقط با فروختن بلیت برای شرکت‌های بزرگ‌تر به گرفتن حق‌الزحمه جزئي از آنها بسنده کرده‌اند و هیچ گونه تلاشی برای برگزاری تورهایی که خودشان مجری آنها باشند نکرده‌اند.

این در حالی است که به گفته بسیاری از کارشناسان این صنعت در ایران فروش بلیت، اتفاقي دیرینه در آژانس‌های مسافرتی ایران بوده است و شاید به جرات بتوان گفت بیشتر این دفاتر فقط فروشنده بلیت برای شرکت‌های بزرگ‌تر هستند و خودشان هیچ قدرتی در برگزاری و مدیریت تورهای گردشگری ندارند.

برخی از این کارشناسان عنوان می‌کنند اگر کمی به آگهي‌هاي جراید نگاه کنیم بسیاری از این گونه تبليغات را مي‌بينيم‌‌که تعداد زیادی از آنها هرگز به عنوان یک شرکت گردشگری به ثبت نرسیده و فقط افرادی هستند که با استفاده از بی‌توجهی مسوولان این امر در ایران از این بازار آشفته استفاده کرده‌اند و اقدام به برگزاری تورهای بدون مجوز می‌کنند. بيشتر این تورهای بدون مجوز مربوط به کشورهای همسایه ایران است که رفت و آمد به آن آسان‌تر است. این آشفتگی در شناسایی آژانس‌های مجوزدار از بدون مجوزها باعث شده تا ضرر و زیان‌های بسیاری متوجه مسافران و گردشگران ایرانی شود و البته سالانه هزاران دلار را از ایران به کشورهای همسایه سرازیر کند، آن هم بدون هیچ‌گونه بازگشت یا سرمایه‌گذاری بین 2 کشور.

بیشتر آژانس‌های مسافرتی در ایران در واقع مسیری یکطرفه از ایران به مقاصد گردشگری کشورهای همسایه ایران است و هیچ فعالیتی در جهت خلاف يعني جذب گردشگر انجام نمي‌دهد يا اگر هم فعاليتي انجام شده آنقدر ضعيف بوده كه راه به جايي نبرده است. هرچند مسائل مالي و نبود تبليغ مناسب يكي از اصلي‌ترين دلايل اين عدم موفقيت بوده، اما به گفته برخي كارشناسان، با توجه به استقبال گسترده مردم از تورهاي خارجي آژانس‌هاي گردشگري ديگر زحمتي به خود براي جذب گردشگر نمي‌دهد و فقط به فكر منافع مالي خود است كه البته اين منافع با اعزام گردشگر به ديگر كشورها براي آنها به دست آمده است، نه در زمينه جذب گردشگر از ديگر كشورهاي منطقه.

به عنوان مثال چند هفته پيش نمايشگاه بين‌المللي صنعت گردشگري در كشور مالزي برگزار شده كه حتي يك شركت هم از ايران در آن حضور نداشت. در حالي كه بيشترين آگهي در جرايد براي اعزام دانشجو از ايران به اين كشور بوده و تقريبا روزي نيست كه براي برگزاري تورهاي گردشگري در اين كشور تبليغي در روزنامه‌ها نباشد. حالا سوال اصلي اينجاست كه چرا نبايد ايران در اين نمايشگاه غرفه‌اي را به خود اختصاص داده باشد؟ در صورتي كه حضور ايران در اين‌گونه نمايشگاه‌ها با توجه به تشابه‌هاي مذهبي بيشترين قابليت را براي جذب گردشگر خواهد داشت.‌ اين نمايشگاه در شهر كوالالامپور با حضور 200 شركت بين‌المللي در زمينه خدمات گردشگري برگزار شد و در حاشيه آن، نشست‌هاي بسيار مهمي بين هتلداران و دست‌اندركاران صنعت گردشگري كشورهاي شركت‌كننده برگزار شد. اما ايران به عنوان پرجاذبه‌ترين و متمدن‌ترين كشور حاشيه خليج فارس حتي در حد يك پوستر يا كتابچه هم از اين فرصت استفاده نكرد.

اينجاست كه به اهميت حضور شركت‌هاي چندمليتي و بين‌المللي براي دميدن روحي تازه به اين صنعت بي‌رمق ايران پي خواهيم برد. در اين زمينه شركت‌هايي بسيار بزرگ و چندمليتي مانند دناتا و الشامل با توجه به ارتباطات كاري و تجاري خود، آمادگي خريد دفاتر گردشگري كوچك‌تر را در منطقه اعلام كرده است. لئو فترل، مدير يكي از اين دو شركت معتقد است كه شايد اين حركت «استثمار آژانس‌هاي مسافرتي كوچك» توسط اين‌گونه شركت‌ها به نظرآيد اما همين امر دريچه‌اي نوين را به روي صنعت گردشگري منطقه مي‌گشايد.

از سوي ديگر، پي. وي رانجيت، مدير شركت چندمليتي و بين‌المللي الريامي كه در زمينه صنعت گردشگري فعاليت گسترده‌اي دارد، مي‌گويد: امروزه شركت‌هاي چندمليتي و بزرگ مشغول بررسي فرصت هاي گردشگري در هر منطقه هستند و با توجه به اين‌گونه فرصت‌ها اقدام به خريد دفاتر گردشگري مي‌كنند، اينطور نيست كه هر پيشنهادي از طرف اين‌گونه شركت‌هاي عظيم مورد قبول واقع شود.‌او مي‌گويد منطقه خاورميانه و خليج فارس از شرايط ويژه‌اي براي اين‌گونه شركت‌ها برخوردار است؛ به طوري كه اين شركت‌هاي چندمليتي با نگاهي ويژه اوضاع صنعت گردشگري منطقه را زيرنظر دارند و مشغول برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري‌هاي بلندمدت در کشورهاي اين منطقه هستند، بنابراين با توجه به اظهارنظر اين کارشناسان و توانمندي‌هاي بالقوه ايران مي‌توان به اهميت ايران در اين صنعت پي برد و از اشتياق اين‌گونه شرکت‌ها براي سرمايه‌گذاري در صنعت گردشگري ايران با آغوشي باز استقبال کرد، البته در جهت منافع ملي و رونق گردشگري براساس شرايط داخلي ايران.

در همين حال يکي ديگر از مديران صنعت گردشگري در دبي به نام نارندرا بهاتيا مي‌گويد: خريد آژانس‌هاي کوچک توسط شرکت‌هاي بزرگ، فرصتي طلايي براي گردشگري کشورهاي منطقه است. به اعتقاد او، بيشتر شرکت‌هاي محلي منطقه توان رقابت مالي و تجاري را با اين شرکت‌هاي عظيم چندمليتي ندارند، بنابراين صنعت گردشگري کشورشان را با مشکل مواجه مي‌کنند.

به گفته او،‌ شرکت‌هاي بزرگ با توجه به امکانات مالي و توانمندي‌هاي خود مي‌توانند جاذبه‌هاي گردشگري محل سرمايه‌گذاري خود را آنچنان در سطح جهان مطرح کنند که شايد سال‌ها تلاش شرکت‌هاي محلي و کوچک نتواند اين كار را انجام دهد.

به عقيده منوچهر قاسمي، كارشناس گردشگري در ايران حتي ساده‌ترين تبليغات موثر هم انجام نشده است، به عنوان مثال کشورهاي شناخته شده‌اي چون اسپانيا و چين با توجه به شهرت جهاني خود در زمينه گردشگري هنوز هم براي جذب حداکثري گردشگر به شکل گسترده‌اي دست به تبليغات مي‌زنند.

اين در حالي است که کارشناسان صنعت گردشگري در ايران عنوان کرده‌اند تبليغات غيراصولي و يکطرفه آژانس‌هاي گردشگري در ايران باعث شده که با توجه به هزينه کردن 550 ميليارد ريالي توسط آژانس‌هاي مسافرتي در زمينه تبليغات تورهاي خارجي، چيزي حدود يک ميليارد دلار را به جيب کشورهاي خارجي واريز کند، بدون اين‌که هيچ برگشتي براي اين سرمايه‌گذاري وجود باشد و فقط به نفع ديگران زحمت کشيده شده است، اما اگر به تبليغات خارجي اين‌گونه آژانس‌ها براي جذب گردشگر خارجي به ايران توجه کنيم، شايد تعداد کمي بروشور و پوستر را که عکس تخت جمشيد يا سي و سه پل روي آن چاپ شده باشد، ببينيم يا در بهترين شرايط با اجاره کردن غرفه‌اي در يکي از نمايشگاه‌هاي نه‌چندان مهم و پذيرايي از مراجعه‌کنندگان با چاي و نبات و پسته خلاصه شده باشد، اما اين روش تبليغ غيراصولي هرگز براي جلب گردشگران به ايران جواب نخواهد داد، چون از توانمندي‌هاي گردشگري ايران سخني به ميان نيامده است، به عنوان مثال اگر آمار بگيريم تعداد کمي از هتل‌هاي ايران به اينترنت دسترسي دارند و امکانات خود را در اين شبکه ارائه كرده‌اند يا...

به باور برخي کارشناسان، مسائل مالي و عدم توانايي رقابت با شرکت‌هاي ديگر اصلي‌ترين مشکل اين بخش در گردشگري ايران است، البته برخي هم سازمان‌هاي مرتبط را مسوول مي‌دانند، اما هرچه هست، نبود سرمايه‌گذاري خارجي و حضور نيافتن شرکت‌هاي بين‌المللي در صنعت گردشگري ايران بسيار خودنمايي مي‌کند.‌ در اين خصوص، مدير ارشد شرکت خدمات گردشگري BCD در حاشيه برگزاري نمايشگاه مالزي عنوان کرده است: دوره شرکت‌هاي گردشگري کوچک به سرآمده و شرکت‌هاي چندمليتي با توجه به امکانات مالي و توانمندي‌هاي خود در حال بلعيدن شرکت‌هاي محلي و کوچک هستند. او مي‌گويد: اينترنت و خدمات آنلاين در دنياي مجازي توانسته بسياري از شرکت‌هاي کوچک را از صحنه رقابت خارج کند؛ به گونه‌اي که خدمات آنلاين شرکت‌هاي بين‌المللي آنقدر قوي و دقيق است که حضور شرکت‌هاي كوچك گردشگري در اين صنعت بي‌معنا خواهد شد.

عماد عزتي