خليج‌فارس نامي آشنا در ذهن ايرانيان بوده و هست، لنج‌هاي ماهيگيري و موسيقي محلي آن از ماندگارترين تصويرها و نواهايي است كه در ميان فرهنگ‌هاي ايراني مي‌توان آن را ديد و شنيد. اين منطقه امروزه در سطح بين‌المللي به عنوان شاهراه نفتي منطقه خاورميانه شناخته شده است.اما اگر كمي دقت كنيم و زيبايي‌هاي اين آبراه نيلگون را بيشتر زير نظر بگيريم، خواهيم ديد اين آبراه و طبيعت سواحل آن در واقع ثروتي خدادادي براي كشورهاي منطقه و صنعت گردشگري آنها بوده و هست.

آب‌هاي زلال و سواحل طولاني خليج هميشه فارس به‌عنوان بهترين و بيشترين قابليت سرمايه‌گذاري صنعت گردشگري در اختيار ايران قرار گرفته به طوري كه مي‌توان با كمي دقت و مديريت در جهت آماده‌سازي زيرساخت‌هاي صنعت گردشگري از هر متر مربع آن درآمد كسب كرد و بازار اشتغال منطقه را رونقي دوچندان داد.

اما متاسفانه سهم صنعت گردشگري ايران كه طولاني‌ترين سواحل اين خليج را به خود اختصاص داده بسيار كمتر از ديگر همسايگان جنوبي خود كه هركدام شايد كوچك‌تر از يك استان ايران باشند، بوده است.

با توجه به منابع عظيم دريايي مي‌توان با احداث مجتمع‌هاي بزرگ آب‌درماني يا ورزش‌هاي آبي به اين برنامه جامه عمل پوشاند و به جاي دلارهاي نفتي از ثروتي بي‌پايان كه از صنعت گردشگري حاصل مي‌شود، درآمد حاصل كرد.

اين ثروت خدادادي با سرمايه‌گذاري‌هاي متمركز در 2 جزيره كيش و قشم تاكنون مورد بي‌مهري دست‌اندركاران صنعت گردشگري ايران قرار گرفته، در صورتي كه اگر مانند كشورهاي عربي حاشيه جنوب خليج‌فارس به كل اين سواحل توجه مي‌شد امكان رشد صنعت گردشگري داخلي و خارجي در اين منطقه دگرگون شده و سمت و سويي ديگر مي‌گرفت.

به عنوان مثال كشور جنوبي و همسايه ايران، بحرين طبق آمار منتشر شده در مجله تراول در 3 ماهه نخست سال 2011 ميلادي براي گردشگران بين‌المللي به عنوان يكي از گزينه‌هاي اصلي مسافرت‌هايشان جهت استفاده از سواحل و آفتاب آن، مورد توجه قرار گرفته، در حالي كه علاقه‌مندان به ورزش‌هاي ساحلي و آبي ديگر كشورهاي جهان نيز از اين كشور و سواحل آن به طور ويژه‌اي ياد مي‌كنند.

اين كشور كوچك توانسته با سرمايه‌گذاري در زمينه ساخت مجتمع‌هاي ورزشي ـ تفريحي بسيار مجهز و مدرن نظر كميته‌هاي ورزشي را جهت برگزاري بازي‌هاي بين‌المللي ساحلي و آبي به خود جلب كند. به عقيده بسياري از كارشناسان، تبليغ توانمندي‌هاي جذب گردشگر از طريق صنعت گردشگري ورزشي بهترين روش براي نشان دادن پتانسيل‌هاي گردشگري در هر كشور خواهد بود. آنها عنوان مي‌كنند كه رويدادهاي ورزشي در واقع به عنوان تبليغي رايگان در زمينه جذب حداكثري گردشگر براي كشورهاي برگزاركننده هستند.

اما متاسفانه در ايران به اين موضوع و اهميت آن و البته موقعيت استثنايي خليج‌فارس براي رشد صنعت گردشگري ايران توجهي نشده و دست‌اندركاران گردشگري صرفا به تبليغ براي مكان‌هاي تاريخي بسنده كرده‌اند، در حالي كه بيشتر اين اماكن تاريخي به‌دليل نبود مديريت موثر و بي‌توجهي در‌حال نابودي هستند يا اين‌كه همگان آنها را مي‌شناسند و به دنبال يافتن امكانات گردشگري جديدي در ايران هستند.

از آنجا كه سازمان ميراث فرهنگي به عنوان متولي صنعت گردشگري ايران شناخته شده بنابراين تصميم‌گيري‌هاي اين سازمان براي آماده‌سازي زيرساخت‌هاي اين سواحل سرنوشت‌ساز خواهد بود كه مي‌توان براي درك بهتر اين موضوع به كشور بحرين اشاره كرد. مسوولان گردشگري اين كشور در سواحل بحرين و منطقه‌اي به نام Zallaq توانسته‌اند هتل‌هاي چند ستاره فوق‌مدرني را براي ارائه خدمات به گردشگران بسازند و با تبليغات گسترده نظر گردشگران و مديران آژانس‌هاي مسافرتي را به اين منطقه جلب كنند.

اين سرمايه‌گذاري عظيم در حالي اتفاق افتاده كه به جز 2 يا 3 مركز عمده ايراني يعني جزاير كيش و قشم ديگر سواحل ايران از امكانات مناسبي براي جذب گردشگر برخوردار نيستند و به صورت بومي اداره مي‌شوند و حتي امكانات پذيرايي براي گردشگران ايراني نيز براي آنها نيست، چه رسد به جذب گردشگر خارجي!!!

اما اگر زيرساخت‌هاي مناسب براي جذب گردشگر و جلب نظر ماجراجويان ورزش‌هاي آبي آماده شود، مي‌توان انتظار رشد و شكوفايي صنعت گردشگري منطقه را داشت، به طوري كه در‌اين‌باره FIFA گزارش مي‌دهد ، هنگام برگزاري بازي‌هاي بين‌المللي ساحلي در كشور فرانسه، اين كشور پذيراي حدود ‌400 هزار نفر ‌در قالب تيم‌هاي ورزشي، هيات‌هاي همراه، تماشاگران و علاقه‌مندان اين رشته‌هاي ورزشي بوده است.

اگرچه جامعه ورزشي ايران در اين زمينه براي ميزباني بازي‌هاي ساحلي سال 2010 ميلادي تلاش بسيار خوبي انجام داد، اما گذشته از مسائل سياسي به دليل مشكلات زيرساختي و امكانات رفاهي اين امكان از ايران دريغ شد و در اختيار كشور امارات قرار‌گرفت يا در واقع حجم زيادي از ثروت و رونق دوباره صنعت گردشگري به اين كشور هديه شد. بنابراين هماهنگي در 2 بخش يعني مسوولان ورزشي و صنعت گردشگري بايد بسيار تنگاتنگ و كارآمد باشد تا بتوان از پتانسيل‌هاي موجود در ايران بهترين استفاده را داشت.

اما آيا واقعا در صورت موفقيت ايران براي جذب اين‌گونه گردشگران امكانات پذيرايي براي اين حجم مسافر در يك دوره بخصوص فراهم شده‌؟ در حالي كه امكانات رفاهي و گردشگري ايران در منطقه خليج‌فارس به 2 جزيره يادشده خلاصه شده كه همين 2 جزيره هم در ايام خاصي از سال مثل تعطيلات نوروزي براي پذيرايي از مسافران نوروزي داخلي دچار مشكل مي‌شوند و امكانات رفاهي كافي براي متقاضيان را در اختيار ندارند، چه رسد به پذيرايي هيات‌هاي ورزشي و برگزاري بازي‌هاي بين‌المللي.

اينجاست كه همكاري تنگاتنگ دست‌‌اندركاران صنعت گردشگري و ورزشي كشور دوباره خودنمايي مي‌كند و لزوم ارتباط اين دو گروه با يكديگر براي رشد و گسترش صنعت گردشگري منطقه بر همگان آشكار مي‌شود. براي درك بهتر اهميت اين ارتباط مي‌توان به گزارش مجلهsport’s turism) TTG ) در‌كشور عمان اشاره كرد. در اين گزارش آمده است با توجه به برگزاري رقابت‌هاي بين‌المللي ورزش‌هاي ساحلي در عمان اين كشور توانسته موقعيت خود را از نظر صنعت گردشگري ورزشي در جهان تثبيت كند و به عنوان يكي از گزينه‌هاي هميشگي براي برگزاري اين‌گونه مسابقات در نظر كميته‌هاي بين‌المللي باشد.

هنگام برگزاري دومين دوره بازي‌هاي ساحلي آسيا در عمان، اين كشور به بهترين مكان براي گذراندن تعطيلات گردشگران و ماجراجويان دريايي تبديل شد. آفتاب و ساحل 2 عامل اصلي و سرمايه‌هاي خدادادي عمان بود كه اين كشور توانست به بهترين شكل ممكن از آنها استفاده و براي خود درآمدي ميلياردي را در كنار ذخاير انرژي مهيا كند.

امروزه همه قايقرانان حرفه‌اي، واليباليست‌هاي مشهور ساحلي و موج‌سواران معروف كشور كوچك عمان را به خوبي مي‌شناسند و از امكانات ورزشي اين كشور بسيار خوب مطلع هستند، اما همين افراد با توجه به امكانات بسيار بالقوه ايران كوچك‌ترين اطلاعاتي درباره پتانسيل ايران براي استفاده از سواحلش را شايد نداشته باشند. به عنوان مثال شهرك ورزشي ساحلي Al Musana’s sport در كشور عمان با وسعتي حدود يك ميليون متر مربع و گنجايش حدود 300 هزار نفر گردشگر و تيم‌هاي ورزشي بهترين گزينه براي كميته برگزاري بازي‌هاي بين‌المللي ساحلي در اين كشور بوده و از سوي ديگر اين كشور كوچك حاشيه خليج‌فارس توانسته براي تحكيم اين موقعيت حدود 400 ساحل ديگر با ظرفيت‌هاي مختلف را براي پذيرايي از گردشگران ورزشي به اين كميته در سواحلش پيشنهاد دهد. عمان عنوان كرده هريك از اين سواحل به تنهايي قادر به برگزاري مسابقات جداگانه‌اي هستند و با امكانات بسيار مدرن خود مانند هتل، مراكز تفريحي و امكانات استاندارد ورزشي نظر مثبت اين كميته‌ها را به ديگر مناطق كشورش نيز جلب كرده است.حالا با توجه به وسعت سواحل ايران و امكانات بالقوه ايران براي ميزباني اين‌گونه بازي‌ها و رشد صنعت گردشگري ورزشي خود سوال اصلي اينجاست كه ما از اين نعمت خدادادي چند درصد بهره‌برداري مي‌كنيم و در واقع چقدر توانسته‌ايم سواحل خليج‌فارس و درياي خزر را براي صنعت گردشگري ورزشي خود آماده و آنها را درآمدزا كنيم؟

اما هنوز هم دير نيست، حاشيه خليج‌فارس ثروتي بي‌پايان است كه به سرزميني بسيار جذاب براي گردشگران اروپايي و ديگر نقاط جهان تبديل شده است، اما بيشتر اين گردشگران مقصد خود را چند كيلومتر دورتر از سواحل ايران انتخاب مي‌كنند يا اين‌كه هميشه تيم‌هاي ورزشي ايران بايد براي انجام بازي‌هاي بين‌المللي ساحلي به قسمت جنوبي اين خليج بروند، حال آنكه امكانات گردشگري ايران از نظر تاريخي و اقليم منطقه از ديگر همسايگانش بهتر و بيشتر بوده، ولي بازهم مسير حركت تورها به ديگر نقاط اين خليج ختم مي‌شود.

عماد عزتي