سفر و صنعت دريانوردي از قديم‌الايام واژه‌هايي مرتبط و مكمل يكديگر بوده‌اند. شايد بتوان اين ارتباط را بيش از يك قرن دانست؛ به هر حال علاقه انسان به دريا، سفرهاي دريايي و كنجكاوي براي شگفتي دنياي زير آب سوژه بسياري از تحقيق‌ها، كتاب‌ها، فيلم‌ها و از همه مهم‌تر پيشرفت صنعت دريانوردي بشر بوده است؛ اما از منظر صنعت نوظهور گردشگري در اين زمينه يعني صنعت دريانوردي، شركت‌هاي توريستي بتازگي حضور فعال و گسترده‌اي را آغاز كرده‌اند و از هرگونه امكانات براي سرمايه‌گذاري و برگزاري تورهاي گردشگري خود استفاده كرده‌اند. اين فرصت‌ها مي‌تواند زيباترين مناطق دريايي، لاشه كشتي غرق شده در اعماق آب، سفرهاي دريايي به قطب يا خود صنعت كشتي‌سازي باشد.

هرچند در نگاه اول سواحل زيبا و كشتي‌هاي بسيار شيك تفريحي و بسيار مجلل به عنوان اصلي‌ترين جذابيت برگزاري اين گونه تورهاست، اما تاريخ نشان داده كه حتي لاشه كشتي‌هاي غرق شده يا نجات كشتي‌هاي به گل نشسته در اين صنعت درآمدزا، يعني گردشگري مي‌تواند سوژه‌هايي بسيار مناسب براي ماجراجويان دريايي و در عين حال موقعيتي طلايي براي دست اندركاران صنعت گردشگري باشد.‌ به عنوان مثال مي‌توان از برگزاري توري كوچك به بهانه مشاهده مراحل بيرون كشيدن لاشه كشتي تفريحي كوستا كونكورديا كه در سواحل توسكاني ايتاليا غرق شده بود، توسط يك شركت توريستي اشاره كرد. اين در حالي است كه حتي از همان روزهاي اوليه حادثه برخي از شركت‌هاي توريستي براي انتقال علاقه‌مندان به ديدن حادثه از نزديك اقدام به برگزاري تورهاي بسيار محدودي كرده بودند. اگرچه اين اتفاق تلخ توجه رسانه‌هاي زيادي را به منطقه توسكاني و جزيره محل حادثه جلب كرده بود اما پس از گذشت چند روز تمام عناوين منفي خبري جاي خود را به زيبايي‌هاي منطقه و هيجان مراحل نجات لاشه كشتي دادند.

تازه‌ترين نمونه اين گونه تورها را مي‌توان از برگزاري تور دريايي ويژه‌اي در يكصدمين سالگرد غرق شدن كشتي مسافربري تايتانيك از لندن تا نيويورك عنوان كرد. اين دو نمونه گواه اين هستند كه صنعت گردشگري دريايي هرگز مخصوص مناظر بسيار زيبا و سواحل بكر نيست، بلكه هنگام تلخ‌ترين حوادث جهان نيز فعال و پولساز خواهد بود.

اما ارتباط اين مقدمه با صنعت گردشگري ايران چيست؟ كشوري كه علاقه‌مند به رشد و گسترش صنعت گردشگري خود بوده و هست؛ به باور بسياري از كارشناسان گردشگري داخلي و خارجي ايران در صورت رونق صنعت گردشگري مي‌تواند وابستگي به دلارهاي نفتي را كنار بگذارد و با توجه به گذشته و پتانسيل غني طبيعي و تاريخي خود درآمدي هنگفت براي كشور تامين كند.

به هر حال رونق صنعت گردشگري ايران مي‌تواند زمينه‌ساز اشتغالزايي فراواني براي جامعه جوانش باشد. بنابراين و با توجه به امكانات و پتانسيل‌هاي بسيار مناسب كشور بويژه در زمينه گردشگري دريايي و ساحلي لزوم توجه بر اين امر بر هيچ‌ كس پوشيده نيست.‌ اگرچه سواحل و امكانات تفريحي ورزشي در سواحل جنوبي ايران به 2 جزيره كيش و قشم اختصاص يافته است، اما اين تمركز باعث شده تا شايد توجه مسوولان به ديگر پتانسيل‌هاي موجود منطقه كمتر باشد كه بارزترين آنها را مي‌توان گنج پنهاني چون خورموسي دانست. خور كه يكي از آبراهه‌هاي بسيار مهم در منطقه خليج فارس هست با عمقي حدود 50 متر براي عبور كشتي‌هاي تجاري و نفتكش بسيار مناسب شناخته شده كه از گذشته نيز اهميت تجاري آن باعث سرمايه‌گذاري‌هاي هنگفتي در خورموسي در راستاي تحقق تجاري نه تفريحي آن شده بود.

خورموسي كه يادگارهاي ناگواري از حملات رژيم بعث عراق در جنگ تحميلي را در دل دارد و هم اكنون به دليل نزديكي به مراكز نفتي و تاسيسات تجاري بندر امام خميني و ماهشهر به عنوان يكي از مناطق بسيار مهم اقتصادي ايران به‌شمار مي‌رود، مي‌تواند به عنوان يكي از اصلي‌ترين مناطق گردشگري ايران به اقتصاد كشور و رشد و شكوفايي صنعت گردشگري ايران كمك كند. ولي همانند گنجي پنهان از ديد مسوولان گردشگري كشور در ميان تاسيسات انبوه نفتي و بندري محصور گشته و هنوز هم كشف نشده است.

از آنجا كه در دوران 8 سال دفاع مقدس، خور و مناطق اطراف آن به عنوان يكي از مناطق عملياتي بوده‌اند و يادگارهاي بسياري از اين دوران در جاي‌جاي خود دارند؛ مي‌تواند به عنوان مقصدي براي بازديدكنندگان مناطق جنگي به شمار آيد. بازديد از مناطق جنگي پس از پايان جنگ امروزه به عنوان يكي از جاذبه‌هاي گردشگري در كشورهاي جنگ‌زده شناخته شده و اين منطقه از ايران هم با تجربه 8 سال دفاع مقدس مي‌تواند به عنوان يكي از مقاصد گردشگري جنگي براي ماجراجويان، گردشگران داخلي و خارجي شناخته شود. بنابراين با نگرشي ريزبينانه‌تر بر اين گنج پنهان متوجه مي‌شويم كه خورموسي با توجه به تمام امكانات طبيعي، تاريخي و جنگي خود فرصتي طلايي و مناسب را براي رشد صنعت گردشگري ايران در اختيار دارد.

اما شايد اين سوال مطرح شود كه چگونه اين منطقه جنگ‌زده كه در محاصره تاسيسات جديد و قديمي نفتي است، مي‌تواند براي جذب گردشگران داخلي و خارجي ، محلي‌ مناسب باشد يا اين‌كه چگونه مي‌توان سرمايه‌گذاران صنعت گردشگري را براي سرمايه‌گذاري در آن منطقه نفتي و جنگ‌زده متقاعد كرد؟

براي رسيدن به جواب اين سوال‌ها به اختصار به 2 نمونه بسيار موفق خارجي در اين زمينه كه پيشتر در همين ضميمه به طور مفصل درباره آنها سخن گفته شده، اشاره مي‌كنيم و پس از آن دوباره به داخل مرزهاي ايران جهت بررسي توانمندي‌هاي آن باز‌مي‌گرديم.

در زمينه صنعت گردشگري دريايي در مناطقي چون خورموسي، به خاطر داريم كه شهر كرالا در جنوب هندوستان با برپايي تورهاي بسيار جذاب روزانه يا ساخت هتل‌هاي شناور روي قايق‌هاي بزرگ از باتلاق‌هاي منطقه كه ظاهرا بدون استفاده بودند درآمدزايي كرده و در زمينه جذب هرچه بيشتر گردشگران سرمايه‌گذاري خوبي انجام داده است. به طوري كه امروزه سوئيت‌هاي شناور يا همان قايق‌هاي محلي به عنوان يكي از اصلي‌ترين جاذبه‌هاي گردشگري كرالا در ميان گردشگران دريايي و ماجراجويان علاقه‌مند به هندوستان شناخته شده است.

اما دومين شاهد مثال ما درباره گردشگري صنعتي يا گردشگري كارخانه‌هاست. گردشگري كارخانه‌ها به عنوان يكي از زيرمجموعه‌هاي صنعت گردشگري توسط ايالات متحده آمريكا به جهانيان معرفي شد. اين‌گونه كه بسياري از كارخانه‌هاي معروف ايالات متحده آمريكا مثل شركت بوئينگ و اتومبيل‌سازي شورولت به عنوان جاذبه گردشگري ، در كارخانه‌هاي خود را روي بازديد‌كنندگان در بيشتر تورهاي گردشگري گشوده‌اند. گردشگري كارخانه‌ها هم‌اكنون هم با توجه به استقبال گردشگران از رونق بسيار مناسبي برخوردار است كه مي‌تواند در اين آبراه يا همان خورموسي مورد استفاده قرار گيرد.

با توجه به اين دو نمونه وقتي به اين منطقه دقت مي‌كنيم جواب سوال‌هاي مطرح شده دقيقا پيش رويمان بوده اما به آنها توجه نداشتيم. پاسخ اين سوال طبيعت و صنايع منطقه خواهد بود به طوري كه طبيعت بكر منطقه كه بهترين شرايط را براي جذب گردشگران در اختيار صنعت گردشگري ايران قرار‌داده هم‌اكنون بدون استفاده روزگار سپري مي‌كند اما از نظر صنعتي مي‌توان به يادگارهاي جنگي خور كه در واقع لاشه كشتي‌هاي غرق شده توسط رژيم بعثي عراق هستند اشاره كرد.

دولت ايران بتازگي براي پاكسازي اين آبراهه تجاري از اين يادگارهاي جنگي اقدام به خارج كردن آنها از اعماق آبراهه خورموسي كرده است كه همين عمليات مي‌تواند خود بيشترين جاذبه گردشگري منطقه باشد. پس با توجه به 2 پتانسيل اصلي منطقه خورموسي هم براي برگزاري تورهاي دريايي و اقامتي گردشگران داخلي و خارجي در ميان نيستان‌ها و هم از نظر صنعتي منطقه‌اي بسيار مناسب براي سرمايه‌گذاري در صنعت گردشگري خواهد بود.

پس با توجه به علاقه گردشگران و ماجراجويان دريايي در كنار بازديدكنندگان مناطق جنگي در قالب راهيان نور براي زندگي روي قايق‌هاي شناور محلي كه همانند سوئيت‌هاي بسيار مجلل تجهيز شده‌اند و پتانسيل‌هاي بسيار مناسب خورموسي كه يكجا همه اين امكانات را در اختيارشان قرار مي‌دهد چرا نبايد شاهد مشهور شدن اين منطقه به عنوان مهم‌ترين مقصد لنگر انداختن كشتي‌هاي تفريحي يا ورود گردشگران به آن باشيم؟

بنابراين براي رسيدن به اين آرزو در خورموسي بيشترين مسووليت بردوش مهم‌ترين نهاد گردشگري ايران يعني سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است تا با ايجاد ارتباطي مناسب با ارگان‌هاي مربوط و با مديريتي صحيح و برنامه‌ريزي دقيق در خورموسي، زمينه اشتغالزايي جوانان منطقه را به‌سرعت فراهم كند و در كنار شادي شنيدن اخبار مربوط به بومي شدن تكنولوژي بيرون كشيدن لاشه كشتي‌هاي غرق شده در خور شاهد حضور گسترده گردشگران ورودي به منطقه، كه در نهايت باعث التيام زخم‌هاي دوران جنگ در منطقه خواهد بود، باشيم. حالا كه اين فرصت و موقعيت طلايي پس از 8 سال دفاع مقدس و ايستادگي ساكنان منطقه در اختيار آنها قرار گرفته، جايز نيست اين موقعيت را از دست بدهيم و صرفا به شادي پاكسازي منطقه از لاشه‌هاي كشتي‌هاي غرق شده و سرمست از باز شدن كامل خورموسي براي عبور و مرور نفتكش‌ها جهت خروج اين سرمايه ملي از كشور باشيم.

شيدا رمزي