پلهايتاريخيدرمسيرگردشگران

سفر فرصتي است براي رهايي از روزمرگيهاي زندگي مدرن و هياهوي سرسامآور آن، سفر گريزي است به لحظاتي كه به موضوعات ديگري بينديشي و تجربيات تازهاي را لمس كني.
براي سفرهاي داخلي بهتر است از وسايل نقليه زميني مثل اتومبيل، اتوبوس يا قطار استفاده كرد چون سفر با هواپيما را نميتوان يك سفر كامل توصيف كرد، وقتي به يكباره وارد يك اتاقك آهني ميشويد و بدون هيچ تصوري از مسير طي شده و موضوعات جاري در آن در مقصد پياده ميشويد. سفر با هواپيما مثل خوردن غذاي رستوران در خانه است... . براي يكي دو بار بد نيست، اما فلسفه رستوران با آشپزي در منزل فرق ميكند! در منزل بايد غذا را آرام آرام تهيه كرد... با مواد اوليه پخت در تماس بود و مرحله به مرحله آن را چشيد. سفر زميني هم همين گونه است. مرحله به مرحله مسير را لمس ميكنيد و پيش ميرويد... طعم فرهنگهاي بين راه را ميچشيد. به اين دليل است كه توصيه ميكنيم براي سفرهاي داخلي از مسيرهاي زميني استفاده كنيد. البته زمان هم فاكتور مهمي است كه بايد براي آن برنامهريزي كرد. اگر واقع بينانه نگاه كنيم در ايران كمتر ميشود تمامي جاذبههاي سفر را در كنار هم داشت. مثل امكانات رفاهي، طبيعت، مراكز خريد و آثار باستاني و تاريخي و... را، اما با يك برنامهريزي منظم ميشود اين شرايط را مديريت كرد و با توجه به شرايط، از حداكثر امكانات بهره برد.
سازههاي آبي غرب ايران
بسياري از ما تاكنون به دلايل مختلف سفرهاي متعددي به استانهاي غربي ايران داشتهايم. لرستان، كردستان، ايلام، چهارمحال و بختياري و كرمانشاه. يكي از چشماندازهاي رايج در جادههاي اين استانها، وجود پلهاي تاريخي متعددي است كه در دورههاي مختلف (عموما دوره ساساني ـ 241 تا 651 ميلادي) ساخته شده و نشان از تكنيك و هنر پيشرفته و درايت مردمان اين سرزمين در روزگاران كهن دارد. آثاري كه بسياري از آنها همچنان پايدار و استوار بر گذرگاهها و رودها باقيماندهاند و نظارهگر مردماني هستند كه در بيشتر مواقع با بيتفاوتي از كنارشان گذر ميكنند.
امروزه در مبحث مديريت شهري، پل را سازهاي براي عبور از موانع فيزيكي ميدانند تا ضمن استفاده از فضا بتواند عبورومرور و دسترسي به اماكن را تسهيل كند.
واژه پل كه در پهلوي به صورت (Puhl) آمده، در زبان فارسي به صورت پل نيز به كار رفته است.
ساخت پلهاي سنگي به دوران قبل از روميها برميگردد كه در خاورميانه و چين پلهاي زيادي به اين شكل برپا شده است.
در ايران نيز ساختن پلهاي كوچك و بزرگ از زمانهاي بسيار قديم رواج داشته و پلهايي نظير: سي و سه پل، پل خواجو و پل كرخه بيش از 400 سال قدمت دارند. در زبان عربي واژههاي جِسر و قنطره به معناي پل است؛ با اين كه لغتشناسان عرب اين دو واژه را به يك معنا گرفتهاند، در عين حال تفاوتهايي هم ميان آنها گذاشتهاند و قنطره را به معناي پل سنگي يا آجري (قوسدار) گرفتهاند.
احتمالا قديميترين و ابتداييترين شكل پل به زماني بازميگردد كه بشر توانست با استفاده از تنه درختان و سنگهاي بزرگ، امكان عبور از نهرها، درهها و مسيلها را فراهم آورد.
از اين رو ساخت پل و استفاده از آن در مناطق كوهستاني و داراي عوارض طبيعي، بيش از نواحي مسطح و كويري معمول بوده است.
قديميترين پل قوسي در ايران كه آثار آن تاكنون نيز بر جاي مانده، پلي است كه اورارتوها در قرن هشتم پيش از ميلاد بر رود ارس بنا كردند.
از دوره هخامنشي نيز پلهاي قوسي باقي مانده است. باستانشناسان انگليسي يكي از اين پلها را كه در قرن چهارم و پنجم پيش از ميلاد در پاسارگاد ساخته شده، شناسايي كرده و از زير خاك بيرون آوردهاند.
اين پل با 16 متر پهنا روي 3 رديف پايه، هر رديف شامل 5 ستون سنگي، بنا شده و سطح روي آن از چوب بوده است. در دوره ساساني پلهاي متعددي در ايران ساخته شد. پل و سد بيستون، بند قيصر (پل والرين) در شوشتر، پل كشكان روي رودخانه كشكان در 52 كيلومتري خرمآباد، پل شكسته خرمآباد يا طاق پيل يا «پل شاپور» در خرمآباد و پلدختر در شمال غربي انديمشك از پلهاي عهد ساساني هستند.
قديميترين پل و سد دوره اسلامي را بند امير ميدانند كه در 15 كيلومتري جنوب تخت جمشيد واقع است و در زمان آل بويه ساخته شده است.
بيشتر پلهاي قديمي ايران در واقع پل ـ بند به شمار ميرفتهاند، يعني پلهايي بودهاند كه به صورت سد عمل كرده و آب را تا سطحي بالا ميبردهاند و قابل جاري شدن به زمينهاي پيرامون ميكردهاند.
همچنين هنگام سيلاب اين پلهاي بند گونه تا اندازهاي كار كنترل سيل را انجام ميداده و گاهي نيز به گونه انبارهاي آب عمل ميكردهاند. بيشترين استفاده از پل براي عبور و مرور، رد كردن سيلابها، بالا بردن سطح آب رودخانه و نگهداري آب و گاهي نيز نيرودهي بوده است. علاوه بر اين هدفهاي فني، ساختمان پلها در ايران همواره با توجهي خاص به جنبههاي هنري و زيبايي پل نيز همراه بوده و اين نقطهنظر در آثار بر جاي مانده از بعضي از پلهاي قديمي به خوبي منعكس شده است.
پل چالانچولان
پل چالانچولان در دشت سيلاخور در مسير جاده قديمي بروجرد به خوزستان و اصفهان روي رودخانه سزار در روستاي گاراژ استان لرستان احداث شده است، اين پل در زمان صفوي و روي شالوده پلي از زمان ساساني ساخته شده، طول اين پل 6×120 متر كه داراي 6 طاق چشمه آجري است كه پايههاي آن تا ارتفاع يك متري از سنگ احداث شده و بدنه از آجر ساخته شده است.
در حال حاضر پل داراي وضعيت مناسبي است. نكته قابل توجه عدم تغيير عرض رودخانه است كه هنوز آب از زير تمامي طاق چشمههاي آن عبور ميكند.
در دو طرف محل عبور پل نيز دو ديواره آجري به ارتفاع 90 سانتيمتر جهت امنيت و ممانعت از سقوط عابران از روي پل ايجاد شده است. روي گذرگاه پل جان پناه آجري در طرفين مسير ايجاد شده كه در بالا به شكل مثلثي و شيرواني ساخته شده است. تا چندي پيش عبور و مرور اتومبيلها از روي اين پل انجام ميگرفت كه امروزه با ساختن پل جديد در كنار آن، مسير حركت ماشينها تغيير كرده است.
در كنار آخرين دهانه چشمههاي پل در طرفين، دو سكوي سنگي ايجاد شده است. جهت دفع رطوبت صعودي و نزولي، در پايهها و گذرگاه پل، حفرههايي تعبيه شده است.
متاسفانه در مرمت پل از مصالحي مانند سيمان استفاده شده كه با ساختار قديمي پل تناسبي نداشته و گذرگاه پل نيز داراي روكش آسفالت است كه اين امر در دفع رطوبت بدنه ايجاد مشكل ميكند.
در پايههاي پل و قسمتي كه با آب تماس دارد، زائدههاي مثلثي شكلي ايجاد شده است كه جريان عبور آب را تسهيل ميكند.
پل تاريخي چالانچولان در زلزله فروردين سال 85 خسارت ديد و بر اثر اين زلزله به پل تاريخي چالانچولان بيش از 50 درصد خسارت وارد شدكه در حال حاضر اين بخشها مرمت شدهاند.
اين پل در تاريخ 16 /9/ 1376 و به شماره 1946 در فهرست آثار ملي ثبت شده است.
پل دختر
اين بنا در ابتداي جاده پلدختر خرمآباد و در ورودي شهر پلدختر قرار گرفته است.
در حال حاضر تنها دو طاق چشمه در طرفين منتهي اليه شرق و غرب باقي ماندهاند كه جاده آسفالته از زير طاق چشمه شرقي عبور ميكند و در منتهي اليه غرب نيز طاق چشمهاش ارتفاع كمي دارد.
اين دومين پلي است كه در لرستان به نام «كرودت» يا پل دختر مشهور است هرچند اين بنا در قرن4 هـ .ق مورد مرمت و تجديد بنا قرار گرفته است، اما اصل آن بنا به احتمال قريب يقين مربوط به دوره ساساني است.
جهت پل شرقي غربي و طول آن 270 متر ميباشد. پايههاي پهن و قطور آن كه از سنگهاي پاكتراش ساخته شدهاند در داخل رودخانه هنوز پابرجاست. تنها يك طاق از پل موجود است كه جاده خرمآباد ـ انديمشك از زير آن ميگذرد بلنداي اين طاق 18 متر از سطح آسفالت است و نزديك به 30 متر از آب رودخانه ارتفاع دارد. عرض چشمه موجود 11/ 30 متر است. درباره وجه تسميه پل برخي آن را منتسب به ايزد بانو آناهيتا ميدانند. بيترديد اين پل اهميت ويژهاي در ارتباط بين مناطق جنوب با غرب و مركز و شمال داشته و علاوه بر اتصال لرستان و ايلام راه اصلي شاپور خواست به جندي شاپور شهر قديمي خوزستان (دوره ساساني) به شمار ميرفته است.
اين بنا به شماره 1678 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. در حال حاضر 5 پايه و ستون آن سالم باقي مانده و بقاياي 4 پايه ستون تخريب شده نيز در محل عبور آب ديده ميشود.
در منتهي اليه غربي پل، ورودي شيبداري به سمت جاده قديم تعبيه شده است و مسافران از طريق عبور از اين پل امكان عبور از رودخانه و دره آن را پيدا ميكردند.
بناي پل از سنگ در پايهها و ستون و به صورت تراش خورده در نما و لاشه سنگ در بدنه و آجر در ساخت قوسها، تشكيل شده است. ملاط اين پل از ساروج و آهك است.
در انتهاي غربي پل 5 طاق نماي قوسدار تزئيني مسير ورودي جنوب و بدنه اصلي پل را به هم متصل ميكند. مقطع پايه ستونها بيضي بوده و طول پل از عرض بستر رودخانه بيشتر است. در منتهي اليه شرقي و در كنار طاق چشمه سالم، دو طاق نماي كوچگ به صورت L در كنار هم قرار گرفته و مسير به گونهاي است كه مسافران با استفاده از سطح شيبدار و برگشت آن از روي قوس اول به سمت پايين حركت كرده و از زير قوس دوم از پل خارج ميشدند.
فاطمه كردي